
دربارهٔ این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط «کلنل چارلز ادوار دبیت» در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداختهاست. بر طبق شواهد چنین بر میآید که ساکنان روستا در ابتدا دامدار و کوچنشین بودهاند و در دورههای بعد در منطقه ماخونیک و به ویژه در روستای ماخونیک سکونت گزیدهاند، وجود سنگنگارهای در نزدیکی قنات ماخونیک که نقشهای چوپانی و بسیار قدیمی بر روی آن نقش بسته نیز گواهی بر قدمت سکونت در ماخونیک است.
از آثار تاریخی ماخونیک میتوان به سنگ سیاه (سنگ نگاره) ماخونیک، بنای برج و قلعه، برج گل انجیر، منزل سرگردونی، نادر مرده میتوان اشاره کرد.

شاید باورش برای شما سخت باشد اما روستای ماخونیک یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان میباشد و به لحاظ شهرت آن به شهر «لیلیپوتها»، جذابیتهای حیرتانگیزی دارد. از روستای ماخونیک تا افغانستان نیم ساعت فاصله وجود دارد و مردم ماخونیک اصالتاً افغانی میباشند که در چند قرن پیش از افغانستان کوچ کردهاند و ماخونیک را جهت زندگی برگزیدهاند.
جلگه ماخونیک متشکل از ۱۲ آبادی است که روستای ماخونیک بزرگترین آنها بهشمار میآید. این روستاها شامل ماخونیک Maxonic، کفاز Kefaz، چاپنسر Japansar، توتک Tutak، سفال بند Sefalband، سولابست Sulabest، لجونگ (سفلی و علیا) lejong، کلاته بلوچ Kelate baluj، دامدامه Damdame و میش نو Misnow، خارستو Xayestu و جلارو Jelaro است.
اهالی این روستاها از نظر مذهب (اهل تسنن)، شیوه گذران زندگی و اوضاع اجتماعی با یکدیگر وجه اشتراک زیادی دارند اما غالب این روستاها اصل و تبار خود را از روستای ماخونیک میدانند.

یکی از عمده نشانههای فرهنگی روستای ماخونیک مسکن است و بافت مسکونی روستا در دامنهٔ تپه و خانهها بهطور فشردهبههم و در گودی زمین ساخته شدهاند. کف خانه حدود یک متر از سطح زمین پایینتر است و دارای یک درب کوتاه چوبی است.
برای رفتن به داخل خانه باید دولا شده و به زحمت خود را داخل خانه کرد. اغلب یکی دو پله درگاهی را به کف خانه متصل میکنند. به علت آنکه هوای این ناحیه سرد میباشد، مردم خانهها را کوچک و کمارتفاع میساختند تا گرم شدن خانه راحتتر صورت گیرد.
هر خانه دارای فضاهایی همچون کندیک Kandik (مخزن نگهداری گندم و جو)، کرشک Koresk (اجاق گلی برای طبخ غذا)، طاق و طاقچه است.
باید دانست عمده مصالح به کار رفته در مسکن روستا شامل سنگ، چوب و هیزم است.
علاوه بر مسکن به جاذبههای فرهنگی دیگری همچون مراسم عروسی و نامزدی، مراسم ماه رمضان و عید فطر و عید قربان، مراسم بارانخواهی و همچنین خوراک و غذاهای سنتی و پوشاک محلی منطقه میتوان اشاره کرد.

شغل اصلی مردم روستا دامداری است و در کنار آن به کشاورزی نیز مشغول هستند، علاوه بر این تعدادی از اهالی در معادن سنگ کار میکنند و تعدادی دیگر نیز قالیبافی میکنند و این صنعت از عمده صنایع دستی روستا به شمار میرود.
عمده محصولات کشاورزی منطقه شامل گندم، سیر، جو، شلغم، چغندر و زردک است و مردم این منطقه به میزان محدودی به کشت گوجه فرنگی، پیاز و زعفران نیز میپردازند.
کاشت محصولات باغی در روستا چندان به چشم نمیخورد و فقط تعدادی درختان عناب، توت، انجیر، انار، سیب، انگور و بادام در کنار جویهای آب و نزدیکی استخر کاشت شدهاست.
راه روستا در سالهای اخیر ایجاد و آسفالت شدهاست و علاوه بر این روستا دارای آب شرب، برق، خانه بهداشت، مدرسه ابتدایی، مکتب خانه، حمام و چندین مغازه از جمله خواربار فروشی، قصابی، نانوایی، تعمیرگاه موتور و جوشکاری هستند.
در حال حاضر گردشگران خارجی و داخلی زیادی از این روستا دیدن میکنند و این روستا از روستاهای هدف گردشگری خراسان جنوبی به شمار میرود.

حدود ۲۰۰ خانه سنگی و خشتی در روستای ماخونیک وجود دارد که سقف و حتی در ورودی آنها ارتفاع بسیار کوتاهی دارند. بر اساس این شواهد مشخص است که قد و قواره ساکنین این روستای دورافتاده کمتر از دو متر بوده است.
در حال حاضر بدون خم شدن نمیتوان از قاب در به داخل خانهها وارد شد. حتی درون خانه هم نمیتوان صاف ایستاد زیرا ارتفاع سقف از ۱۴۰ سانتیمتر تجاوز نمیکند.
برخی از کارشناسان دلیل کوتاه قد بودن مردم این منطقه را ازدواج فامیلی، تغذیه ناسالم و نوشیدن آب حاوی جیوه اعلام کردهاند که سبب شده مردم این منطقه قدشان حدود نیم متر کمتر از مردم عادی باشد.

اهالی روستای ماخونیک که به لیلیپوت ایران شهرت دارد، سالیان زیادی به دور از امکانات و تجهیزات مدرن و شهری زندگی میکردند. البته خشک و بایر بودن زمینهای این منطقه نیز عامل دیگری برای نداشتن زندگی راحت در این روستا بشمار میرفته بهطوری که مردم امکان پرداختن به مشاغلی همچون دامداری یا کشاورزی را نداشتند.
شاید جالب باشد بدانید که قوت غالب اهالی لیلیپوت ایران تا چند سال پیش شلغم و چغندر بوده که در اطراف روستا کاشت میشده و به شکل آبپز مورد مصرف قرار میگرفته است. البته بعضا غذاهایی همچون آش را با مخلوطی از آرد که در اصطلاح محلی به آن «پختک» میگویند نیز تهیه میکردهاند.
گفته میشود که در گذشته علاوه بر چغندر و شلغم، محصولاتی همچون گندم، جو و علوفه نیز کشت میشده. اما در حال حاضر، در این باغچههای باقیمانده از قدیم، مردم اقدام به کاشت سیر میکنند.
در اطراف این روستا درخت بنه نیز به صورت خودرو وجود دارد. بنه درختی است که اهالی روستا میوه آن را جمعآوری کرده و پس از خشک کردن میکوبند و به همراه آرد و شلغم با آن غذا تهیه میکنند.
اهالی ماخونیک همچنین درخت عناب نیز میکارند و از محصولاتش استفاده میکنند.

اهالی روستای ماخونیک به دلیل دورافتاده بودن محل زندگیشان، مجبور بودند با نزدیکان و اطرافیان خود پیوند زناشویی ببندند. همین امر سبب شده تا ژن کوتوله بودن و قد کوتاهی نسل به نسل منتقل شود.
البته، کوتاهی قد فقط یکی از دلایل ساخت خانههای کوچک با سقفهای کوتاه است. کمبود مصالح و امکانات خانهسازی نیز از دیگر دلایل عمده این امر بوده. حتی کوچهها و گذرها هم فقط به اندازهای ساخته میشدند که گاریها امکان عبور از میان آنها را داشته باشند.
مسیرهای دسترسی به این روستا بسیار محدود و کم و بعضا مسدود بوده و مردم مجبور بودند برای حمل تدارکات موردنیاز زندگی، بار خود را تا چندین کیلومتر روی شانههایشان حمل کنند.

البته از مزایای این سبک معماری، یعنی سقف کوتاه و درهای کوچک این است که گرما یا سرما در هوای داخلی خانه تاثیر چندانی ندارد. گرم و سرد کردن فضای داخلی این ساختمانها بسیار آسان است.
همین معماری عجیب و جالب ماخونیک است که در سالهای اخیر مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته است. بهطوری که لیلیپوت ایران به عنوان یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان بشمار میرود.
خانههای روستا بسیار کوچک و دارای یک اتاق ده الی ۱۲ متری هستند. سقف خانهها در بافت قدیم روستای ماخونیک با چوب و شاخوبرگ درختان ساخته شده و همانطور که اشاره کردیم، علت این سبک معماری، نبود امکانات و مصالح ساختمانی بوده است.
جالب است بدانید که در همین خانهای بسیار کوچک که اتاق آنها از ۱۵ متر تجاوز نمیکند بین ۶ تا ۸ نفر زندگی میکردند!
مردم ماخونیک در حال حاضر کوتوله نیستند اما به دلیل نزدیکی این روستا با افغانستان، اصالتی افغانی دارند. در حال حاضر بدلیل ساخته شدن جاده و کشیده شدن راه به آن، سفره مردم گستردهتر شده و غذاهایی همچون برنج و مرغ هم به خوراک روزانهشان افزوده شده است. کودکان قدهای بلندتری نسبت به اجداد خود دارند و از سلامت جسمانی بیشتر و بهتری نیز برخوردار هستند.

تمامی ۷۰۰ ساکن روستای لیلیپوت ایران در حال حاضر قد متوسطی دارند. خانههای آجری در میان نمونههای خشتی بهچشم میخورد. اما فارغ از این دو مساله، هیچ پیشرفت یا تغییر چشمگیری در آنجا صورت نگرفته است. هنوز مردم مشکل آب و کشاورزی دارند و از خشکی زمین رنج میبرند.
اغلب جوانان برای کسب درآمد و ساخت آیندهای بهتر به شهرهای اطراف مهاجرت میکنند. این در حالیست که معماری این روستا یکی از ظرفیتهای ویژه گردشگری ایران محسوب میشود و میتوان در آنجا به کسب درآمد و ایجاد شغل پرداخت.
در آخر هم بد نیست اشاره کنیم در ماخونیک تا چندین سال، کشیدن سیگار، تماشای تلویزیون و نوشیدن چای بنا به سنت دیرین، ممنوع بود.
از آثار تاریخی این منطقه میتوان به سنگ نگاره ماخونیک، بنای برخ و قلعه، برج گل انجیر، منزل سرگردونی و نادر مرده اشاره کرد.
مردمان این منطقه شگفت انگیز ایران، اکثرا سنیمذهب هستند و به زبان فارسی و لهجه خاصی صحبت میکنند.
وجود سنگ نگارهها در نزدیکی قنات ماخونیک که نقشهای چوپانی و بسیار قدیمی روی آن نقش بسته است، گواهی بر قدمت این روستای تاریخی شگفتانگیز در خراسان جنوبی است.

راه دسترسی به روستای «ماخونیک»
از تهران تا روستای «ماخونیک»، یکهزار و ۲۶۱ کیلومتر فاصله است. شما برای رفتن به لیلیپوت ایران میتوانید از دو مسیر استفاده کنید.
مسیر اول: از تهران به مشهد به سبزوار بروید. از آنجا به سمت جنوب حرکت کرده و پس از عبور از شهرهای گناباد، بیرجند و طبس، به ماخونیک برسید.
مسیر دوم: از قم به سمت بیرجند و سربیشه حرکت کنید تا در نهایت به ماخونیک برسید. ماخونیک از بیرجند ۱۳۱ کیلومتر در جنوب شرق و از سربیشه ۶۴ کیلومتر در شرق خود فاصله دارد.
تقریبا حدود ۱۲ تا ۱۶ ساعت از تهران با ماخونیک راه است. برای رفتن میتوانید هر روز با اتوبوس بروید. یا اگر قصد سفر با قطار را دارید، فقط میتوانید سوار قطارهایی شوید که یک روز در میان، ساعت ۱۲:۱۰ از تهران حرکت و ۵ بامداد به طبس می رسند. در ایستگاه راه آهن طبس هم، خودروهایی مستقرند که شما را به بیرجند که ۲۷۰ کیلومتر آن سوتر است، می رسانند.
اگر قصد سفر آسان به این منطقه را دارید، میتوانید با هواپیما به فرودگاه بین المللی بیرجند بروید و از آنجا ماشین گرفته و وارد لیلیپوت ایران شوید.
